الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
26
منطق مقارن (فارسى)
و اما آنچه گفته شد ، كه در آثار شرعى از منطق خبرى نيست ، اين نيز حرف درستى نمىباشد تفكر و تعقل كه در زبان شرع - قرآن و حديث - اين اندازه بر آن و ضرورت آن اصرار شده است ، جز انديشه طبيعى و فطرى نيست كه به نظر ما ، قياس بخصوص شكل اول آن است . و منطقيان قواعد آن را تنظيم نمودهاند . درست مانند علم فقه كه به شكل موجودش در شرع وارد نشده ، بلكه مبانى آن از شرع گرفته و تنظيم شده است . فلسفه نيز همينطور . بنابراين آنچه را يكى از معاصران ما گفته است كه : منطق از يونان آمده تا باب علوم ائمه ( ع ) را سد كند ، سخن صحيحى نيست . 3 - گويند : كسب مجهول به وسيله منطق محال است . زيرا مهمترين قواعد منطقى در باب قياس ، شكل اول است و حال آنكه اين شكل ، خود داراى دور مىباشد ! ! مثلا هنگامى كه مىگوييم : هر انسانى حيوان است و هر حيوانى جسم ، اگر جسميت هر حيوانى را مىدانيم ، جسميت انسان را نيز در ضمن آن دانسته ايم . و اگر جسميت همه حيوانات را نمىدانيم ، در اين صورت ديگر كبراى قضيه كلى نخواهد بود و نتيجه نخواهد داد . به بيان ديگر ، تا جسميت انسان را ندانيم ، جسميت تمامى حيوانات را ندانستهايم . در صورتى كه فرض بر اين است كه ما مىخواهيم بوسيله كبراى كلى - جسميت كل حيوان - جسميت را ثابت كنيم . و آيا اين جز دور چيز ديگرى است ؟ ! " دكارت " گويد : قواعد منطق ، جز قدرت جدل و پارهاى اصطلاحات چيز ديگرى به ما نمىآموزد ، زيرا برهان عبارت است از : استخراج نتيجه از مقدمات ، در صورتى كه اگر مقدمات كامل باشند ، نتيجه نيز در ضمن آنها خواهد بود . " « 1 »
--> ( 1 ) - نظير چنين عبارتى را نيز در جزوه " ماترياليسم ديالكتيك ص 47 " نوشته دكتر ارانى مىيابيم و در محل خود به آن اشاره خواهيم نمود .